السيد الطباطبائي
42
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
آنگاه مجلسى توضيح مىدهد : اين همان اصطلاح « عقل معاش » است و احاديث نيز آن را ستوده است . و فرقش با دو اصطلاح پيشين بسته به چگونگى و چگونه به كار گرفتن آن است اگر در امور باطله و رهكارهاى فاسده به كار گرفته شود ، نكراء و شيطنت ناميده مىشود . و همين جمل اخير ( نكراء و شيطنت ) عين اصطلاح امام صادق ( ع ) است . « 1 » سپس مى گويد : « و منهم من أثبت لذلك قوة أخرى » : برخى از علما معتقدند كه اساساً نكراء و شيطنت عقل نيست چيز ديگر است . مى گويد : « و هو غير معلوم » : و صحت اين نظريه ، روشن نيست . بهتر است فرمايش امام صادق ( ع ) را مشاهده كنيم : قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْل . « 2 » ظاهر اين حديث مى گويد : عقل يك چيز است و نكراء يك چيز ديگر . اما چون در آيات قرآن و احاديث معصومين ( ع ) مخلوقى و موجودى بنام « نكراء شيطنت » نيامده لذا نظر قطعى نمى توان داد و مى توان ظاهر اين حديث را تاويل كرد . اما بنده عرض مى كنم : عقل و نكراء ، در اصل يك چيز واحد هستند : اگر عقل در خدمت فطرت باشد ، عقل است . و اگر در خدمت غريزه باشد ، نكراء مىشود . اصطلاح چهارم : دربار كاركرد و كاربرد عقل است در تحصيل معلومات ، و اين به مراتب استعداد نفس بستگى دارد كه چه قدر بتواند به آن معلومات نزديك بوده و دست يا بى داشته باشد و يا چه قدر از آن ها دور باشد . گروهى در اين باره چهار اصطلاح دارند : عقل هيولائى ، عقل بالملكه ، عقل بالفعل و عقل مستفاد .
--> ( 1 ) - كافى ، كتاب العقل و الجهل ، حديث 3 . ( 2 ) - كافى ، كتاب العقل و الجهل ، حديث 3 .